بیانیه و فعالیت‌های کمیته اقدام کارگری افغانستان به‌مناسبت ۱۱ ثور (اول ماه می)

۱۱ ثور «اول ماه می» روز نمایش قدرت طبقاتی عظیم کارگران جهان

با گذشت پانزده سال از حضور نظامی امپریالیسم امریکا در افغانستان و حاکمیت سرمایه‌داری دست‌نشانده‌اش که خود را به‌شکل مضحکی «منتخب» می‌نامیده است، تنها شاهد وخامت بیش‌تر اوضاع افغانستان و به بن‌بست رسیدن و بحرانی شدن وضعیت «دولت وحدت ملی» به‌عنوان نوشداروی تجویزی امپریالیسم برای علاج این وضعیت هستیم.

این‌که همین اواخر امریکا بزرگ‌ترین بمب غیرهستوی خود را در اچین آزمایش کرد و این‌که طبق گزارش «مأموریت همیاری سازمان ملل» برای افغانستان، سال ۲۰۱۵ افغانستان رکورددار تلفات غیرنظامیان بوده است، همگی نشان می‌دهند که پایان کابوس مرگ و کشتار و رؤیای ثبات و آرامش محقق نشده اند.

ادارۀ بازرسی عمومی آمریکا برای بازسازی افغانستان موسوم به «سیگار» در یک گزارش خود اعلام کرد که بودجه‌ای که ایالات متحده از سال ۲۰۰۲ تا ۳۰ جنوری سال ۲۰۱۳ به افغانستان اختصاص داد، حدود یکصد و چهار میلیارد دالر بوده که بیش از بودجۀ طرح مارشال برای بازسازی ۱۶ کشور اروپای غربی بعد از جنگ جهانی دوم است. اما سرنوشت این پول‌ها چه شده‌است؟ معلوم شد که کمک‌های ازراه‌رسیده دوباره به کیسۀ همان چهره‌های معلوم‌الحالی سرازیر شد که از دهه‌ها در راستای زمینه‌سازی اشغال افغانستان با امپریالیسم امریکا و متحدین‌اش هم‌دست بودند و امروز همه‌شان در رأس قدرت منصوب شده‌اند. از طرف دیگر این «کمک‌»های جامعۀ جهانی که با هدف بهبودی وضعیت اقتصادی مردم تبلیغ می‌شد، هرگز به‌دست مردم تحت ستم از دهات گرفته تا شهرها نرسیده و تماماً در دستان آنانی متمرکز شده‌است که امروز بزرگ‌ترین مراکز مالی، بانک ها، پمپ استیشن‌ها، هوتل‌ها، مکاتب، دانشگاه‌ها، بلندمنزل‌ها و صدها هزار دستگاه خصوصی برای بهره‌برداری از اعمار ایجاد کردند. استثمار شدید و فقر و فلاکت اکثر مردم افغانستان، تشدید شده است، حال آن‌که افغانستان سرشار از منابع طبیعی است،از جمله می‌توان به معادن بکر اشاره کنیم که بیشترشان در قسمت‌های نا‌امن قرار دارند و گروه‌های مخالف طالب و داعش از آن برای تأمین مالی و گسترش حملات خود بر ضد مردم بهره می‌گیرند و از طرف دیگر رهبران سنتی مجاهدین در استخراج غیرحرفه‌ای آن دخیل استند. حال آن‌که وابسته به پول‌های بیرونی هستیم و کارگران و زحمتکشان در جاده‌های ناامن ربوده یا به کام مرگ فرستاده می‌شوند. معادن در دست یک اقلیت صاحب‌قدرت قرار دارند؛ مانند معادن لاجورد و دیگر عناصر قیمتی. طبق تخمین‌های صورت‌گرفته از ارزش معادن در آماردهی‌های اخیر، ذخایر زیرزمینی مس و آهن و نیوبیوم و لیتیوم و طلا در افغانستان بیشتر از یک هزار میلیارد دالر ارزش دارد: «آهن: ۴۲۱ میلیارد دالر، مس: ۲۷۴ میلیارد دالر، نیوبیوم: ۸۱ میلیارد دالر، کبالت: ۵۱ میلیارد دالر، طلا: ۲۵ میلیارد دالر». با وجود ثروت‌های طبیعی، افغانستان یکی از فقیرترین مردم جهان را در خود دارد.

نقش اقتصادی امپریالیسم در سرمایه‌داری افغانستان تا حال توانسته بزرگترین بخش را تشکیل دهد و همه‌روزه در حال گسترش قرار دارد؛ کارگران و زحمتکشان در سطح کارخانه های روبه انکشافِ خُرد و بزرگ، شرکت‌های سهامی، بانک‌ها و هزاران نهاد مالی دیگر به انحای مختلف زیر ستم قرار دارند: یعنی ساعات کاری ۱۲ الی ۱۵ ساعت، دستمزد های پایین، عدم بیمۀ صحی، کاری و زندگی کارگران، عدم مصونیت کاری، عدم سیستم شفاف پرداخت حقوق متقاعدین، ایجاد پرداخت حقوق تقاعدی کارگران در شرکت های خصوصی، عدم وجود نهادهای قرضه‌دهی طویل مدت ۹۹ ساله برای مسکن‌یابی کارگران. این‌ها گوشه‌ای از مشکلات ابتدایی است که کارگران افغانستان متحمل استند. این تحمل مشکلات از پراکندگی صفوف کارگران و عدم سازمان‌یابی برای مبارزۀ مشترک بر ضد سرمایه‌داری نشأت می‌گیرد. سود این وضعیت متشنج کارگران، به جانب سرمایه‌داری می‌رود و این زمینه‌ساز تشدید استثمار و فقر و فاقۀ کارگران بدون واکنش چندانی از سوی آن‌هاست. اگر دورۀ پانزده سالۀ اخیر را بررسی کنیم، دیده می‌شود که کارگران در مخمصه افتاده‌اند و به اشکال مختلف ستم تن داده‌اند. دلیل آن صرفاً عدم وجود یک بدیل مبارزاتی، کم‌ترین درجۀ سازماندهی و برخورداری از یک برنامۀ روشن انقلابی بوده است.

این حالت همواره باعث شده تا کارگران بازیچه قرار گیرند. فی‌المثل، چندی پیش شاهد اعتراضات کارگران شاروالی کابل برای حفظ مقام ریاست تنظیف بودیم که از طرف حاکمیت بالای کارگران شاروالی منصوب شده بود، با وجودی‌که خود کارگران شهرداری در افغانستان از جملۀ فقیرترین و ناچارترین اقشار استند. در نتیجه با استفاده از موقعیت ضعیف و ناآگاهی کارگران، آن‌ها برای حمایت از کسانی که در فقر و بدبختی‌شان نقش داشته‌اند، وارد یک اعتصاب نمایشی شدند.

وحدت کارگران- از کارگران فقیر شاروالی گرفته تا به کارگران شاغل در سطح کارخانه‌ها و شرکت‌ها و مراکز مالی و مدارس و غیره، اعم از زن یا مزد و فارغ از قومیت و مذهب و حول منافع طبقاتی مشترک- یک اصل بسیار کلیدی است در بیانیه‌های مختلف بر آن همواره تأکید داشته‌ایم.

همان‌طور که اخیراً نوشتیم، پاسخ به «چه باید کرد»:

«در تجربیات غنی جنبش بین‌المللی سوسیالیستی و دخالتگری‌های رفقا درافغانستان نهفته است. اما چکیدۀ پاسخ آن از این قرار است: حلّ بحران رهبری انقلابی. نظام سرمایه‌داری، نظامی جهانی است و کشورهای مختلف، از جمله افغانستان، به درجات مختلفی در آن ادغام شده‌اند. سرمایه‌داری تاریخاً عمر مفید خود را به سررسانده است و بی‌دلیل نیست که می‌بینم دولت‌های سرمایه‌داری حتی در پیشرفته‌ترین کشورها ناتوان از حلّ بحران‌اند، دیگر چه رسد به دولت  مفلوک حاکم بر افغانستان. از این رو مطلقاً هیچ گرایش مترقی در درون بورژوازی جهان، و از جمله افغانستان، یافته نمی‌توان کرد. از این روست که ابتدایی‌ترین وظایف دمکراتیک نیز مانند مسألۀ ارضی و حقوق اقلیت‌های ملی و غیره، تنها با واژگونی دولت، یعنی انقلاب سوسیالیستی طبقۀ کارگر قابل حل است. هرچند جنگ‌ها و مداخلات و ویرانی‌های گسترده باعث شده است که یک طبقۀ کارگر منسجم و یک جنبش کارگری منسجم نقداً در افغانستان موجود نباشد و بسیاری از کارگران افغان در کشورهای همسایه یا جهان پراکنده باشند، اما می‌دانیم که تحولات و آیندۀ افغانستان نیز تابع تحولات منطقه‌ای است. به عنوان مثال وقوع یک انقلاب سوسیالیستی در کشور همسایۀ ایران، چنان موج نیرومندی ایجاد می‌کند که به واسطه‌اش از بخش زیادی از این موانع عینی و عقب‌ماندگی‌ها جهش کرده می‌توانیم. اما انقلاب، نیازمند یک تشکیلات اخص انقلابی است؛ یک تشکیلات لنینیستی به دور برنامۀ سوسیالیستی که الزاماً باید در سطح ملی و بین‌المللی تعریف شده باشد. متأسفانه این ابزار ناموجود است و در غیاب آن فرصت‌های بسیاری از دست می‌رود. در نتیجه ایجاد این ابزار، در حال حاضر خود یک هدف استراتژیک است. ایجاد هسته‌های اولیۀ چنین تشکلاتی امری است وقت‌گیر و دشوار و این دشواری در افغانستان چند ده برابر می‌شود. چرا که به نبرد خستگی ناپذیری هم علیه گرایش‌های استالینیستی‌مائوئیستی سابق نیاز دارد که هنوز سایۀ سنگین تحریفات ضدّ مارکسیستی‌شان بر ادبیات چپ افغانستان است و هم مبارزه با دخالت امپریالیستی و جنگ و دولت دست‌نشاندۀ حاکم و هم مبارزه با عقاید عقب‌مانده و ارتجاعی و بنیادگرایی اسلامی. با این حال مسیر ما این است و جز این نمی‌تواند باشد.»

پیش به‌سوی سازماندهی بر ضد دولت سرمایه داری

زنده باد اول می! زنده باد همبستگی بین‌المللی!

کمیتۀ اقدام کارگری افغانستان

۱۱ ثور ۱۳۹۵

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s